13-7-30-25420032

محمد عبده

«رفتم به غرب، اسلام را دیدم ولی مسلمان ندیدم. برگشتم به شرق مسلمان دیدم اما اسلام ندیدم.»
شیخ محمد عبده

13-7-30-25420032

بیوگرافی
او در سال ۱۲۶۶ ه. ق. در یکی از دهکده‌های مصر به نام «محله نصر» یکی از روس
تاهای شبراخیت که از شهرهای استان بحیره است متولد شد. نامش محمد بود و پدرش را عبده خطاب می کردند، شیخ محمد عبده فرزند یک خاندان ترکمن بود که از بلاد ترکمن به مصر آمده بودند. ده سال از عمر محمد گذشته بود که خواندن و نوشتن را فرا گرفت. سپس به مکتب مردی که حافظ قرآن کریم بود، رفت تا قرآن بیاموزد. در مدت دو سال، تمام قرآن را حفظ کرد. عبده، پدر محمّد، که از حفظ قرآن توسط فرزندش بسیار خرسند بود، در سال ۱۸۶۲ م. برای تکمیل قرائت قرآن و تجوید و فراگرفتن دیگر علوم دینی، وی را به شهر«طنطا» فرستاد، تا در مسجد احمدی این شهر به تحصیل ادامه دهد.او از محضر شیخ حسن الطویل و سید جمال الدین اسدآبادی بهره برد. او شاگردان زیادی را تربیت نمود که از آن جمله می‌توان به محمد رشید رضا، سعد زغلول،، احمد امین، طه حسین، عبدالغادر مغربی، مصطفی عبدالرازق اشاره کرد. محمد عبده، بیشتر زندگی خود را صرف اصلاح فکر دینی و سازمان‌های دینی و فعالیتهای خیریه نمود. محمد عبده در سال ۱۳۲۳ ه. ق. به علت بیماری سرطان در گذشت.
افکار و عقاید
* عبده شاگرد مکتب سید جمال بود اما شیوه ها و نوع برخوردش با او همگون نبود. تمامی همت و تلاش عبده به اصلاح فکری و تربیتی معطوف می شد و از اصطکاک سیاسی با دولت انگلیس بر حذر بود.
* عبده از مبازرات شدید سیاسی پرهیز می کرد و بیشتر به جریان اصلاحی توجه می کرد.
* عبده اصلاح تربیتی و فرهنگی را مقدم بر همه چیز می دانست.
* عبده در شکل مبارزه به کادر سازی و تربیت نیرو معتقد بود.
* همنشینان او اکثرا از حوزویان و دانشگاهیان بودند. محفل درس او را این افراد گرم می کردند. حتی مستمعان سخنرانی های او در مساجد را اغلب این طبقه شکل می دادند.
* او اصلاح اجتماعی را در پرتو اصلاح فردی می داند گرچه به زندگی اجتماعی و احکام آن بی توجه نیست.
*شیخ محمد عبده بعد از آنکه مفتی مصر شد با فتواهای خود باعث شد که دیدگاه و نظریات بسیاری از مردم را راجع به اسلام و مسائل جهان اسلام تغییر دهد تا اینکه آنها از بسیاری از عقاید نادرست دیرین خود دست بکشند.
*در مواجهه شریعت اسلامی با مسائل دنیای جدید و تطبیق آنها با هم به نظر عبده باید دو اصل را به کار بست:
۱- اصل مصلحت یا استصلاح
۲- اصل دوم تلفیق است که مقصود عبده از آن آمیختن و سازگار کردن مذاهب مختلف است در حل مسائل اجتماعی
وی نه تنها در برابر مذاهب اسلامی غیر از مذهب خود اعم از مذاهب اهل تسنن یا مذهب شیعه بلکه نسبت به ادیان یهود و مسیحیت هم با تساهل رفتار می کرد.
* شیخ محمد عبده مانند سید جمال به وحدت دنیای اسلام می اندیشید و با تعصبات فرقه ای رابطه ای نداشت. شرح نهج البلاغه او گامی موثر در تقریب بین مذاهب اسلامی بود. در جای جای این کتاب می توان ارادت و علاقه قلبی وافر شیخ عبده را به حضرت علی(ع) یافت. وی در راستای گفتگوی ادیان نیز به ایجاد مرکز و مجتمعی با شرکت علماء ادیان اسلام و مسیح و یهود به نام جمعیت التقریب بین اهل الاسلام واهل الکتاب” پرداخت. نظریات عبده درباره مساله تلفیق فقه مذاهب اسلامی بیشتر در کتاب “الاسلام والنصرانیه” او درج شده است. شیخ محمد عبده شدیدا با اختلافات و نزاع های فرقه ای غیر منطقی و زیانبار مخالفت می کرد.
*عبده معتقد بود که علت اصلی عقب ماندگی مسلمانان در تقدیس اشخاص و کتب به غیر از قرآن کریم است و اینکه مسلمانان قرآن در مقابل گفته‌های پیشینیان خاضع کرده‌اند.
*عبده، پدیده تکفیر را اندیشه‌ای جاهلی و قضاوت درباره عقیده مردمان را کاری خدایی می‌دانست.
*عبده مخالف چند همسری بود و تصور می‌کرد که آن یک رسم کهنه‌است.
آثار عبده
مهمترین آثاری که از عبده به جای مانده‌است عبارتند از: الاسلام الرد علی منتقدیه-اصلاح المحاکم الشرعیه-تفسیر المنار- رساله التوحید- شرح نهج البلاغه- الاسلام و النصرانیه بین العلم والمدنیه

[divider]

ﻭﯾﮑﯽ ﭘﺪﯾﺎ – ﺳﺎﯾﺖ ﺍﻃﻼﻉ ﺭﺳﺎﻧﯽ ﺟﯿﺤﻮﻥ – ﺳﺎﯾﺖ ﺭﺣﻤﺎﺀ ﮐﻪ ﻣﺠﻤﻊ ﺍﺗﺤﺎﺩ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﯾﺎﻥ ﺟﻬﺎﻥ ﺍﺳﻼﻡ

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

12 − 3 =