photo_2015-08-07_06-48-16

شبهه علم غیب در نهج البلاغه

شک و شبهه در نهج البلاغه!

photo_2015-08-07_06-48-16

یکی از شبهات وارده دربارهء نهج البلاغه موضوع علم غیب است، مخالفین گویند: در نهج البلاغه مطالبی اظهار شده که گویندهء آن مدعی علم غیب می باشد،در صورتی که اطلاع از غیب مخصوص خداوند است و جز ذات پروردگار کسی از غیب اطلاع ندارد.

اکنون باید نخست دربارهء غیب سخن گفت، تا معلوم شود که غیب چیست، و علی بن ابی طالب سلام الله علیه، در خطبه ها و سخنان خود چه گفته و از چه موضوعی پرده برداشته که این چنین مورد حمله قرار گرفته و گفته هایش را در این مورد قبول نکرده اند و در انتساب آنها به آن حضرت تردید نموده اند.

در قرآن مجید از غیب مکرر سخن گفته شده،در جایی می فرماید: این قرآن راهنمای پرهیزکاران است، آن پرهیزکارانی که ایمان به غیب دارند،در جایی دیگر فرمود: این خبرهای غیبی است که ما برای شما می فرستیم و تو قبلا از آنها اطلاعی نداشتی، در یک آیه می فرماید: غیب را جز خداوند کسی نمی داند، و یا اینکه خداوند به غیب آسمان ها و زمین عالم است، و یا اینکه خداوند عالم به غیب و شهادت است.

به طور کلی در قرآن مجید کلمهء غیب در آیات مختلفی تکرار شده است و بیش از پنجاه آیه در قرآن مجید هست که در آن غیب ذکر شده است. در سورهء مبارکهء جن می فرماید: علم غیب مخصوص خداوند است و آن را برای کسی آشکار نمی کند، مگر برای رسولان برگزیده اش، در این آیهء شریفه تصریح گردیده که خداوند پیامبران خود را از علم غیب و اسرار نهانی آگاه می گرداند و آنها می توانند چیزهایی را مشاهده کنند و یا مطالبی بگویند که دیگران توانایی آن را ندارند. بنابراین معلوم شد که پیغمبران هم می توانند از غیب مطلع باشند و از آینده خبر دهند و از اسرار مطلع کردند و مردم را از گذشته باخبر سازند، و در قرآن مجید، در داستان حضرت عیسی علیه السلام، با صراحت می گوید که من از آنچه در منزل ذخیره می کنید اطلاع می دهم. غیب یعنی آنچه با حواس ظاهری قابل درک نیست، و دیدگان آن را درنمی یابند، همانند این که مومنین، به بهشت و دوزخ و عذاب قبر و فرشتگان معتقد هستند و آنها را مشاهده نمی کنند، و یا اینکه مهدی، علیه السلام، زنده و در میان مردم هست و افراد عادل او را می بینند.

مردی از جای خود برخاست و گفت: یا امیر المومنین شما علم غیب می دانید؟علی علیه السلام، فرمود ای مرد کلبی اینها علم غیب نیست،من این سخنان را از صاحب علم فرا گرفته ام،یعنی از حضرت رسول صلی الله علیه و آله

حضرت رسول صلی الله علیه و آله، در زمان خود نسبت به آینده مطالبی فرمودند که همهء آنها بعد از او واقع شد. به حضرت زهرا سلام الله علیها، فرمودند: تو قبل از همه به من ملحق خواهی شد، به علی علیه السلام، فرمودند: ناکثین و مارقین و قاسطین با تو جنگ می کنند و تو را در محراب می کشند و محاسنت را با خون سرت رنگین می کنند. در جای دیگر فرمود: ای علی پس از من مظلوم خواهی شد و باید صبر کنی، و نیز فرمود: فرزندم حسین علیه السلام،را با خاندان و فرزندانش با لب تشنه خواهند کشت. و یا اخباری که دربارهء بنی امیه و سلطنت آنان فرمودند، که همهء این مطالب و پیش گوییها واقع شدند.

اکنون برگردیم به اصل موضوع، در نهج البلاغه خطبه ها و کلمات متعددی از علی علیه السلام، در ملاحم و اخبار از آینده هست، علی علیه السلام، از تسلط معاویه بر بلاد اسلام، و ولایت حجاج بن یوسف ثقفی در عراق و ظلم و فساد او، در غرق شدن بصره و داستان مغول و ورود آنها به عراق سخن گفته است.

مخالفان نهج البلاغه با دیدن این مطلب می گویند: این کلمات از علی بن ابی طالب علیه السلام، نیست، زیرا گویندهء این سخنان مدعی علم غیب است، در صورتی که اگر در این باره اندکی فکر کنند و زندگی علی علیه السلام، را مورد دقت قرار دهند موضوع را درک خواهند کرد.

امام علی

امام علی علیه السلام، از کودکی در دامن حضرت رسول صلی الله علیه و آله، بزرگ شد، و بعد از مبعث رسول اکرم نخستین کسی است که به آن حضرت ایمان آورد. در همه جا با رسول خدا بود و از هنگام بعثت تا وقت وفات نبی اکرم آنی از او دور نبود، و هرچه بر رسول خدا نازل می شد از آن اطلاع داشت. خودش می فرمود: از من بپرسید قبل از آنکه از میان شما بروم، هر مساله ای که به آن نیاز دارید از من سوال کنید، به خداوند سوگند من علم و دانش فراوانی دارم و از رسول خدا صلی الله علیه و آله، مطالب را فراگرفته ام و او همه چیز را به من تعلیم فرموده است.به خداوند سوگند بهتر از همه با قرآن آشنایی دارم، و می دانم کدام آیه در شب و یا در روز و کدام آیه در کوه و یا در بیابان فرود آمده است و ناسخ و منسوخ و شان نزول او را به خوبی می دانم، از تاویل و تفسیرش مطلع هستم، و همهء اینها را رسول خدا صلی الله علیه و آله،به من تعلیم داد.

امیرالمومنین سلام الله علیه، فرمودند: هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و آله، می خواستند از دنیا بروند مرا نزد خود طلب کردند و با من به سخن گفتن پرداختند، و از حوادثی که بعد از آن جناب خواهد آمد مطلع کردند،و به من هزار باب از علم آموختند که از هر دری هزار در دیگر باز می شد.

دلیل بر این مطلب خطبهء علی علیه السلام، است که اینک در نهج البلاغه وجود دارد. امیر المومنین در این خطبه از ظهور اقوام ترک سخن گفته و از تاتارها بحث کرده است. در این هنگام مردی از جای خود برخاست و گفت: یا امیر المومنین شما علم غیب می دانید؟ علی علیه السلام، فرمود ای مرد کلبی اینها علم غیب نیست، من این سخنان را از صاحب علم فرا گرفته ام، یعنی از حضرت رسول صلی الله علیه و آله.

پس، بنابر مطالبی که نقل شد، موضوع علم غیب و اخبار از آینده در نهج البلاغه به آسانی قابل حل است و جای شک و تردید در این باره نیست. مطلب قابل توجه این است که مخالفان می گویند سید رضی و سید مرتضی این مطالب را به علی نسبت داده اند، در صورتی که ظهور مغول و قوم تاتارها دویست و پانزده سال بعد از فوت رضی واقع شده و اکنون نسخهء نهج البلاغه مورخ ۵۱۰ و ۵۴۴ در دست نگارندهء این سطور هست که صد سال قبل از ظهور مغول تحریر شده است.

در نهج البلاغه خطبه ها و کلمات متعددی از علی علیه السلام،در ملاحم و اخبار از آینده هست، علی علیه السلام،از تسلط معاویه بر بلاد اسلام، و ولایت حجاج بن یوسف ثقفی در عراق و ظلم و فساد او،در غرق شدن بصره و داستان مغول و ورود آنها به عراق سخن گفته است

گزیدهاى از خبرهاى غیبى نهج‌البلاغه

۱ سقوط شهر بصره؛ وقتى جنگ جمل به پایان رسید و بصره فتح شد. حضرت على(علیه السلام) در بصره خطبه‌اى ایراد کرد که بخشى از آن از خبرهاى غیبى آن حضرت محسوب میشود: “و ایم الله لتغرفن بلدتکم کانى بمسجدکم کجوجو سفینه، اونعامه جاثمه”.”سوگند به خدا، سرزمین شما را آب غرق میکند، گویا مسجد شما را مینگرم که چون سینه کشتى یا چونان شترمرغى که بر سینه خوابیده باشد بر روى آب مانده باشد”.

۲ حکومت کوتاه مروان بن حکم: “مگر پس از کشته شدن عثمان با من بیعت نکرد؟ مرا به بیعت او نیازى نیست دست او دست یهودى است اگر با دست خود بیعت کند، در نهان بیعت را میشکند “اما انله امره کلعقله الکلب انفه و هو ابوالاکبش الاربعه و ستلقى الامه منه و من ولده یوما احمر” آگاه باشید او حکومت کوتاه مدتى خواهد داشت مانند فرصت کوتاه سگى که با زبان بینى خود را پاک میکند. او پدر چهار فرمانرواست. و امت اسلام از دست او و پسرانش روز خونینى خواهند داشت”.

۳خبر از قتلگاه خوارج: به هنگام حرکت براى جنگ با خوارج، شخصى گفت خوارج از پل نهروان عبور کردند امام فرمود: “قتلگاه خوارج این سوى نهر است، به خدا سوگند از آنها جز ده نفر باقى نمی‌ماند و از شما نیز ده نفر کشته میشود.”

۴خبر از خونریزى حجاج: “آگاه باشید! به خدا سوگند پسرکى از طایفه ثقیف (حجاج‌بن یوسف) بر شما مسلط می شود که هوس‌باز و گردنکش و ستمگر است سبزه‌زارهاى شما را (اموال و دارایی ها) میچرد و چربى شما را آب میکند”

۵خبر از ظهور حکومت حضرت مهدى: حضرت مهدى خواسته‌ها را تابع هدایت وحى می کند، هنگامى که مردم هدایت را تابع هوس هاى خویش قرار می دهند، درحالی که به نام تفسیر نظریه‌هاى گوناگون خود را بر قرآن تحمیل می کنند، او نظریه‌ها و اندیشه‌ها را تابع قرآن می سازد”.

منابع

۱- شک و شبهه در نهج البلاغه، شیخ عزیزاله عطاری

۲- نهج البلاغه و آگاهی غیب، جعفر سبحانی

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

18 + بیست =