13911003000018_PhotoL

سید رضی مؤلف نهج البلاغه

سیّد رضى مؤلّف نهج البلاغه :
در سال ۳۵۹ هجرى در یکى از خاندان علویان بغداد بچه‏اى متولد گشت که از جانب پدر و مادر نسبى بس شریف داشت. این کودک نوزاد علوى که نامش محمد و بعدها مشهور به «سیّد رضى» و ملقب به «ذو الحسبین» گردید. از طرف پدر با پنج واسطه به امام همام حضرت موسى کاظم (علیه السّلام) متصل و از جانب مادر نیز بعد از شش پشت به امام چهارم حضرت على بن الحسین (علیه السّلام) نسبت مى‏رساند.
پدر و مادر و نیاکان سید رضى :
پدر او حسین بن موسى از طرف بهاء الدوله دیلمى ملقب به «طاهر اوحد ذو المناقب» گردید. وى بزرگ نقباء آل ابی طالب و امیر الحاج و شخصا مردى با عظمت و ستوده خصال بود. او در نزد خلفاى عباسى و پادشاهان آل بویه و آل حمدان با جلالت قدر و کمال مهابت مى‏زیست و از جانب آنان به منظور عقد صلح و میانجیگرى و تنظیم امور رعایا و آسایش عباد سفارت داشت.
نیاکان پدرى و مادرى سید رضى همه از اشراف نامور و برخى از علماى بزرگ بودند، جد مادرى او حسین بن احمد معروف به‏
«ناصر کبیر» یا «ناصر حق» متوفاى سال ۳۰۴ کسى است که در زمان خلافت مقتدر عباسى در مازندران قیام کرد و با سامانیان جنگهاى عظیم نمود و سرانجام بر بلاد دیلم استیلا یافت و بیشتر مردم مازندران را که تا آن روز مجوسى بودند مسلمان گردانید.
ناصر کبیر، گذشته از روح سلحشورى که از جدش امیر المؤمنین به ارث برده بود، از علماى نامى و فقهاى بزرگ نیز به شمار مى‏آمد. او تألیفاتى در علوم دینى دارد که از جمله کتاب صد مسأله است که دختر زاده‏اش سید مرتضى آن را شرح نموده و ناصریات نامید.
دانشمندان شیعه و سنى نوشته‏اند که در ایام کودکى سید رضى و برادر بزرگترش سید مرتضى، شیخ مفید عالم معروف شیعه شبى در خواب دید که یگانه دختر پیغمبر اسلام فاطمه زهرا (علیها السّلام) دست دو کودک گرامى خود امام حسن و امام حسین را گرفته نزد وى آورد و فرمود: «یا شیخ علمهما الفقه» یعنى اى مرد بزرگ علم فقه را به دو فرزند من بیاموز فرداى آن شب مادر سید رضى و سید مرتضى که اتفاقا فاطمه نام داشت، در حالى که دست کودکان خود سیر مرتضى و سید رضى را در دست گرفته بود با کنیزان خود نزد شیخ مفید آمد و گفت: اى شیخ این دو کودک فرزندان من هستند، آنها را نزد شما آورده‏ام که علم فقه و احکام دین را به آنها بیاموزى شیخ بزرگوار از آن خواب و این تعبیر در شگفت ماند و بگریست، سپس به احترام آنان از جاى برخاست و به مادرشان سلام کرد و خواب خود را براى آنها نقل نمود. آن گاه با کمال اشتیاق و اخلاص تعلیم و تربیت آنها را به عهده گرفت و در ارتقاى آنان، به مدارج عالیه علمى و عملى کوشید تا آنجا که از نوابغ روزگار و علماى نامى به شمار آمدند.
مادر سید رضى خود بانوئى عالمه و فاضله بود. گویند شیخ مفید کتاب «احکام النساء» را براى او تألیف کرده است، چون مفید در آغاز آن نوشته است «من از سیده جلیله فاضله ادام اللّه اعزازها اطلاع یافته‏ام که مایل به تدوین کتابى است مشتمل بر همه احکامى که مکلفین محتاج به آن مى‏باشند و مخصوصا زنها باید بدانند او ادام اللّه توفیقها علاقه خود را براى تألیف این کتاب به من اطلاع داده است…».
هنگامى که این بانوى معظمه وفات یافت فرزند برومندش سید رضى مرثیه‏اى براى او سرود که این شعر از آنست:
لو کان مثلک کل ام بره غنى البنون بها عن الآباء
یعنى اگر همه مادران مانند تو نیکوکار بودند، فرزندان از داشتن و بالیدن به پدران بى نیاز مى‏شدند سید رضى که یکى از بزرگترین نوابغ شیعه به شمار مى‏رود، برادر کوچکتر سید مرتضى علم الهدى است، سید رضى در سال ۳۵۹ یعنى چهار سال بعد از سید مرتضى در بغداد متولد گردید.
با این که خاندان او از بزرگ و کوچک و زن و مردشان افرادى خوش فهم و با استعداد و نوعا از علماى نامى بودند، مع الوصف- موقعیت سید رضى در بین همه آنها ممتاز بود. هنوز چند سالى بیش نداشت که آوازه هوش سرشار و فراست زائد الوصفش به همه جا رسید و زبانزد خاص و عام گردید و از همان اوان شهره شهر شد. و همه آینده درخشانى را براى او پیش بینى مى‏کردند.
نبوغ وى :
سید رضى از همان زمانى که تازه به محضر استاد راه یافت موجب‏ اعجاب استاد و شاگردان او گردید، و هر چه از نردبان زندگى بالا مى‏رفت بیشتر مورد تحسین دانشمندان و حسادت دشمنان که نمى‏توانستند نبوغ او را ببینند واقع مى‏شد.
داستان پاسخى که او در سن نه سالگى به پرسش استادش «سیرافى» نحوى معروف داد و حاضران مجلس را از تیزهوشى خود به شگفت آورد مشهور است«».
وى در خردسالى همراه برادرش سید مرتضى به استفاده فقه و دیگر علوم دین از محضر شیخ مفید پرداخت، و شرح اصول خمسه و کتاب «العمده» را نزد قاضى عبد الجبار معتزلى از متکلمین و اصولیان اهل سنت، آموخت، همچنین تاریخ و حدیث را از محمد بن عمران مرزبانى و ابو موسى تلعکبرى و ابوابى از فقه را از محمد بن خوارزمى و علم قرائت را با همه روایات آن از ابو حفض عمر بن ابراهیم کنانى فرا گرفت و هم مختصر طحاوى را نزد خوارزمى مزبور خواند.
و نیز مختصر ابو الحسن کرخى را نزد ابو محمد اسد اکفانى و نحو و علوم عربیت را از على بن عیسى رمانى فرا گرفت، و هم پاره‏اى از علوم عربیت را نزد «ابن جنى» نحوى معروف و قسمتى از فنون بلاغت وادبیات را از «ابن نباته» خطیب نامى، آموخت.
سید رضى علوم یاد شده را پیش از بلوغ نزد نامبردگان که همه از اساتید مسلم فن و مبتکرین علوم عربیت بودند تحصیل نمود در ده سالگى شروع به گفتن شعر کرد. قصائدى که در آن سن سروده هم اکنون در دیوانش موجود و به تنهائى نماینده فکر مواج و قریحه سیال و ذوق خداداد اوست.
در هفده سالگى اقدام به تدریس و تألیف و تصنیف نمود و بالأخره در بیست سالگى از تمام علوم متداول آن عصر فراغت حاصل کرد سید رضى در فرا گرفتن علوم بسیار حریص بود از هر کسى که مى‏توانست بهره مند گردد خوددارى نمى‏کرد و در این خصوص میان شیعه و سنى و مسلمان و کافر فرق نمى‏گذاشت
مقام او در ادبیات عرب :
سید رضى گذشته از مقام فقاهت و تبحرى که در تفسیر قرآن و سایر علوم دینى داشته، پیش از آنکه بیستمین بهار عمر را پشت سر بگذارد استاد مسلم عصر در ادبیات عرب بود، و در نظم و نثر نظیر و مانند نداشت.
ثعالبى و خطیب بغدادى که از دانشمندان معاصر او مى‏باشند او را سرآمد شعراى دودمان ابو طالب دانسته‏اند، با این که در میان آنها ادباى نامى و شعراى سخن سنج و نکته پرداز بسیار بوده‏اند.
با این که بر اثر تشویق پادشاهان آل بویه ادباء، شعراء، دانشمندان بسیارى در آن عصر مى‏زیستند معهذا هیچکس را توانائى برابرى، با نظم و نثر سید رضى نبود صاحب بن عباد وزیر دانشمند و سخن گستر آل بویه که بارها بر اشعار متنبّى شاعر زبردست عرب خورده مى‏گرفت چنان شیفته اشعار سید رضى و مقام بلند ادبى او بود، که شخصى را به بغداد فرستاد تا اشعار او را استنساخ نموده و براى او ببرد. در آن موقع سید رضى فقط بیست و شش سال داشت در بیست و نه سالگى قصیده‏اى در مرثیه ابو طاهر ناصر الدوله ساخت که از بس داراى الفاظ زیبا و معانى بلند بود استادش ابن جنّى کتاب نفیسى در شرح ابیات آن نوشت و بدینگونه نبوغ و استعداد شاگرد نابغه‏اش را مورد تفقد و ستایش قرار داد نظیر این اقدام را از کمتر استادى نسبت به شاگردش دیده‏ایم.
ملکات فاضله او :
سید رضى در عزت نفس، وفادارى، سخاوت، و سایر ملکات فاضله در عصر خود، مانند نداشت، نسبت به امور دینى و رعایت جهات شرعى سخت پابند بود و از تملق و چاپلوسى بى نهایت احتراز مى‏جست.
در قصائدى که در مدح خلفاى عباسى و سلاطین آل بویه و وزراى آنها و سایر دانشمندان مى‏سرود بر خلاف عادت شعراء هیچگاه از مرز حقیقت تجاوز نمى‏کرد، صله و جوائز و بخشش را از هیچکس نمى‏پذیرفت. چند بار بخشش بهاء الدوله دیلمى را رد کرد، حتى وقتى که پدرش به پاس قصیده نغزى که سروده بود صله‏اى به وى داد، گفت چون به عنوان صله شعر و بخشش است نمى‏پذیرم ولى در عوض، خود بسیار نظر بلند و دست و دل باز بود.
با همه گرفتارى که داشت مدرسه‏اى به نام «دار العلم» تأسیس کرد و به تعلیم و تربیت اهل فضل همت گماشت و تمام هزینه مدرسه و دانشوران آن را از کیسه فتوت خود مى‏پرداخت.
یکى از دوستان سید رضى که سالها ابواب مکاتبات در نظم و نثر میانشان برقرار بود، ابو اسحاق صابى بود که از ادباى نامور عصر خود به شمار مى‏رفت، و کیش صابئیان داشت، هنگامى که ابو اسحاق در گذشت سید رضى او را مرثیه گفت و چون حسودان بر وى خرده گرفتند گفت تأسف من بر علوم و فضائل ابو اسحاق است نه بر بدن او
مناصب وى :
پیش از سید رضى، پدرش طاهر ذو المناقب امارت الحاج و نقابت طالبیان و سفارت و وساطت بین دولتهاى اسلامى و حکام عصر را داشت، در سال ۳۸۸ تمام مناصب وى از جمله نقابت که بعد از مقام خلافت عالیترین منصب و مخصوص شریفترین و شایسته‏ترین اولاد امیر المؤمنین (علیه السّلام) بود، توسط خود او به فرزندش سید رضى که در آن موقع، بیست و یک ساله بود تفویض شد.
فرمان نقابت او در سال ۴۰۳ قمرى توسط فخر الملک وزیر بهاء الدوله دیلمى طى جشن باشکوه و تشریفات خاصى به وى تسلیم گردید، و وزیر در حضور رجال مملکت و علماء و قضات ملت او را به عنوان «نقیب طالبیین» (رئیس آنها) تمام ممالک اسلامى که در قلمرو حکومت بغداد بود معرفى کرد.
گذشته از منصب نقابت، امارت حج که عبارت بود از: نظارت بر تمام حجاج بیت اللّه، گماشتن نمایندگان در راه‏ها و حفظ و حمایت کاروانهاى حجاج، که در آن عصر مقامى بس والا بوده، نیز به وى داده‏ شد.
همچنین ریاست مظالم که به منزله دیوان عالى کشور امروز بوده است و در خور شأن فقیهى پاکدامن و نجیبى بزرگ بود، به مناصب او ضمیمه گردید و از آنجا که او نخستین دانشمند نامدار شیعه بود که در میان فرزندان پیغمبر (صلّى اللّه علیه و آله) داراى این مناصب بزرگ گشت، از طرف بهاء الدوله دیلمى به لقب «شریف رضى» و «ذو الحسبین» ملقب گردید و بطورى که مورخین مى‏نویسند: این بزرگترین احترامى بوده که سلطان وقت از یک دانشمند مشهور به عمل آورده است.
(درپیرامون‏نهج‏البلاغه، صفحه‏ى ۲۷)
نهج البلاغه و سید رضى :
بطورى که گفتیم سید رضى تمام علوم متداول آن روز را از استادان طراز اول عصر و مبتکرین آن فرا گرفت و از سن هفده سالگى در آن علوم کتابها نوشت. تألیفات او در شمار عالیترین آثار دینى و علمى شیعه است و همه در کمال نفاست و عظمت مى‏باشد.
مشهورترین آثار جاویدان او کتاب بزرگ «نهج البلاغه» است که شهرت جهانى دارد و از همان زمان تألیفش تاکنون مورد توجه و تحسین دانشمندان و ادباى عالم قرار گرفته است و خود بهترین معرف نبوغ و شخصیت مؤلف بزرگوار آن «سید رضى» است.
سید رضى خطبه‏ها و کلمات و نامه‏هاى مولاى متقیان على (علیه السّلام) را که بعد از قرآن مجید عالیترین دستور العمل زندگى و سبب توجه مردم به مبدأ و معاد است، از لابلاى کتب و رسائل بیرون آورده و با سبکى دلپذیر که حاکى از حسن سلیقه و ذوق سرشار او است‏ در چهار بخش مرتب نموده و مقدمه‏اى فصیح و بلیغ بر آن نوشت و در هر مورد نکات برجسته و اشارات لطیفه سخنان امیر المؤمنین را توضیح داده و بالنتیجه بزرگترین اثر جاویدان را که از مغز نورانى و بزرگ دومین شخصیت عالم انسانى تراوش نموده است، به صورت کتابى جامع و کامل در اختیار جهانیان گذارد، و از این راه خدمتى بزرگ به مذهب تشیع نمود که تا جهان پایدار است بى شک اثر فناناپذیر او نیز باقى خواهد ماند.
وفات سید رضى :
با این همه باید گفت: خوش درخشید ولى دولت مستعجل بود زیرا این بزرگ مرد که مجموعه‏ى فضایل و کمالات بود در سن ۴۷ سالگى که در اوج شهرت بود و جهان آن روز انتظار خدمات و آثار قلمى تابناکترى را از او داشتند در سال ۴۰۶ چشم از جهان پوشید و روح بلند پروازش که قفس دنیا را براى طیران خود کوچک مى‏دید به ملکوت اعلى پرواز نمود.
در گذشت ناگهانى او چنان شورى در دلها افکند که تمام وزراء و اشراف و فقها و قضات سنى و شیعه با پاى برهنه به در خانه‏اش آمدند، برادر بزرگش سید مرتضى بقدرى از مرگ وى اندوهناک گردید که تاب‏ نیاورد جنازه او را بنگرد، و از شدت غم و الم به حرم مطهر امام موسى کاظم (علیه السّلام) رفت. فخر الملک وزیر دانشمند بهاء الدوله دیلمى بر جنازه‏اش نماز گزارد، و در خانه‏اش دفن کردند، و بعدها بکربلا انتقال دادند، و در جنب مرقد جدش ابراهیم مجاب مدفون ساختند. عصر آن روز فخر الملک وزیر به حرم مطهر امام هفتم رفت و سید مرتضى را به بغداد باز گردانید«»…
(درپیرامون‏نهج‏البلاغه، صفحه‏ى ۳۰)
آثار و نوشته‏ها :
سید رضى نه تنها در شعر استادى بیمانند، که در نویسندگى و نثر و علوم بلاغت نیز، یکه تاز میدان ادبیات عرب به شمار مى‏رود. آثارى که از میان کارهاى بسیار او، بر جاى مانده به دست ما رسیده است، گواهى راستین بر این گفتار است. عبد اللطیف شراره در باره آثار سیّد رضى مى‏گوید: این مرد بزرگ، با زندگى کوتاهى، که به نسبت معرّى براى مثال، بر روى زمین داشت، و پا به پاى حوادث و انقلابهاى سیاسى بزرگى حرکت مى‏کرد، خود را به ادبیات و پژوهش و تحقیقات بیانى و فقهى مشغول مى‏داشت، وظیفه نقابت طالبیان را بر عهده گرفته، امیرى حاجیان هم بر دوش او بود، و دانشگاهى به نام «دار العلم» تأسیس کرد، و کتابهاى زیادى نوشت.
مشهورترین تألیف او که تلاش ادبى بسیارى در راه آن بذل کرد، گردآورى خطبه‏ها، نامه‏ها، گفته‏ها و حکمتهایى از آثار امام على بن أبى طالب، است که آن را نهج البلاغه نامید. ابن ابى الحدید آن را در ۲۰ جلد، و امام استاد شیخ محمد عبده آن را براى عموم مردم به اختصار شرح کرده‏اند.
شریف به تحقیقات بلاغى و زبانشناسى نیز اهتمام ورزیده است.
از میوه‏هاى این اهتمام کتاب تلخیص البیان فی مجازات القرآن است که به ویرایش و پژوهش استاد محمد الغنى حسن در ۵۶۴ صفحه منتشر شده است.
شاعر ما با بزرگان اندیشه و ادب پیوند استوارى داشته است، از جمله آنان ابن حجّاج است که شریف با قصیده‏اى باشکوه او را مرثیه گفته است.
ابن حجاج، در رفتار و بى بند و بارى و سبکسرى، شاگرد ابو نواس بود- و به چنین شیوه‏اى در آن روزگار «السخف» [: سبکى‏] مى‏گفتند- لذا شریف اشعار خوب و زیباى ابن حجاج را گردآورى کرد و اشعار سبک و بى بند و بار آن را حذف کرده «النظیف من السخیف» نامید.«» سید رضى با وجود مشاغل بسیار مهم و وقت گیرى که داشته است، و با گرفتاریهاى سیاسى و اجتماعى مهم زمان، در عمر کوتاه خویش آثار بسیار مهمى نوشته است که هر یک از آنها، از جنبه ادبى و علمى، حائز اهمیت بسیارى است که برخى از آنها عینا به دست ما رسیده است، و بسیارى دیگر از میان رفته‏اند و تنها نام و عنوان آنها را در اختیار داریم. اکنون به اجمال به شرح هر یک از آنها- چه نثر و چه نظم- مى‏پردازیم:
اخبار قضاه بغداد :
به گفته صریح قاضى صفى الدین احمد بن صالح یمنى زیدى، در جلد دوم کتاب خود مطلع البدور، سید رضى شرح حال قضاه بغداد را در این کتاب گرد آورده بود.
انشراح الصدر :
انشراح الصدر فی مختارات من الشعر… مى‏گویند این کتاب را ادیبى از گزیده اشعار شریف رضى تألیف کرده است، و از تألیفهاى خود او نیست، اگر چه از اشعار اوست.
تعلیق خلاف الفقهاء :
به تصریح شیخ طوسى در الفهرست، این کتاب تعلیقى است بر کتاب مسائل الخلاف در فقه، و نوشته برادرش سید مرتضى علم الهدى. لیکن ابو العبّاس نجاشى مى‏گوید: این کتاب شرح مسائل مورد اختلاف خود اوست.
تعلیقه على الإیضاح :
الإیضاح فی النحو تألیف ابو على نحوى فارسى حسن بن على بن احمد فسوى (ف. ۳۷۷ ه) است که، به گفته جلال الدین سیوطى، آن را براى عضد الدوله تألیف کرد. و شریف رضى در ضمن آموختن یا تدریس آن کتاب، تعلیقات توضیحى مهمى بر آن نوشته است.
تلخیص البیان عن مجاز القرآن :
سیّد رضى خود در چند جا از المجازات النبویه از کتاب مجازات القرآن نام برده است. و سید حسن صدر در تکمله أمل الآمل از استادش محدث نورى نقل مى‏کند که وى چند برگ از آن کتاب را دیده است.
الحسن من شعر الحسین :
منظور از حسین، ابو عبد اللّه حسین بن احمد حجّاج بغدادى (ف. ۳۹۱ ه) یکى از بزرگان و دانشمندان شیعه امامیه است. دیوان او ده جلد است که‏ هبه اللّه بن حسن اسطرلابى (ف. ۵۳۴ ه) آن را به یک صد و چهل و یک باب، در انواع شعر، تقسیم بندى کرده و درّه التّاج فی شعر ابى الحجّاج نامیده است.
سید رضى اشعار خوب آن را برگزیده و به ترتیب حروف الفبا مرتب کرده الحسن من شعر الحسین نامیده است. و این کار را در روزگار زندگى شاعر انجام داده است.
مى‏گویند: سیّد رضى آن را النظیف من السخیف نامیده است.
حقایق التأویل فی متشابه التنزیل :
احمد بن على داودى در کتاب عمده الطالب (ص ۱۷۰) از ابو الحسن عمرى نقل مى‏کند که گفته است: تفسیر قرآنى منسوب به رضى را دیده است که نیکوست و در بزرگى مانند تفسیر ابو جعفر طبرى [یا به قولى: ابو جعفر طوسى‏] بلکه بزرگتر بوده است.«» علامه امینى در الغدیر (۴- ۱۹۸) مى‏نویسد: حقایق التأویل تفسیر سید رضى است که در کتاب مجازات آثار النبویه یک جا به نام حقایق التأویل یاد مى‏کند، و در جاى دیگر به کتاب بزرگ در متشابهات قرآن نام مى‏برد. نجاشى از آن به حقایق التنزیل تعبیر کرده، صاحب عمده الطالب آن را المتشابه فی القرآن مى‏نامد.
ابن جنى، استاد سید رضى، به عنوان تقریظ بر این کتاب مى‏نویسد: رضى کتابى در معانى القرآن تصنیف کرده است که مانند آن نمى‏توان یافت.«» خطیب بغدادى در تاریخ بغداد از قول استادش احمد بن محمد (ف. ۴۴۵ ه) مى‏نویسد که گفت: رضى کتابى در معانى القرآن تصنیف کرده است که مانند آن نمى‏توان یافت.
خصائص الائمه علیهم السّلام :
سیّد رضى در مقدمه نهج البلاغه مى‏گوید: «در روزگار جوانى به تألیف کتابى در خصائص ائمه علیهم السّلام آغاز نهادم که مشتمل بر تاریخ زندگى زیبا و نیکشان و سخنان گوهرزاى آنان بود… از نوشتن خصائصى که ویژه امیر المؤمنین على علیه السلام بود فراغت یافتم، و به سر آوردن دنباله کتاب را موانع روزگار، و گرفتاریهاى بى‏شمار جلو گرفت.»«» جلد اول این سلسله که سید رضى بدان اشاره مى‏کند، همان کتاب خصائص أمیر المؤمنین على بن أبى طالب علیه السلام است که بارها در ایران و عراق به صورتى غلط و تحریف شده به چاپ رسیده است. و دکتر شیخ محمد هادى امینى مى‏گوید: «پژوهش و بررسى و ویراستارى و حاشیه نویسى بر نسخه کهن با ارزشى از آن کتاب را بر عهده گرفته‏ام که بر السید الامام الفقیه ابن راوندى (ف. ۵۷۰ ه) قرائت شده، نقل آن را به شاگردش فخر العلماء ابو على عبید اللّه بن الحسین، در سال ۵۵۵ ه اجازه داده است. و این کتاب را مجمع البحوث الاسلامیه در مشهد، سال ۱۴۰۶ ه ق، به چاپ رسانیده است.»«»
دیوان شعر :
نبوغ شعرى سیّد رضى در ده سالگى شکوفا شد، و همین که نخستین قصیده خود را در آن سن سرود، ادیبان و سخن شناسان به شگفتى دچارشدند. عده‏اى به گردآورى اشعار او همت گماشته‏اند. آخرین کسى که آن را گردآورى کرد ابو حکیم المعلم عبد اللّه الخبرى (ف. ۴۷۶ ه) است. و این دیوان که اکنون مشتمل بر بیش از ۶۳۰۰ بیت در انواع شعر است پیوسته در میان مردم دست به دست مى‏گردیده آن را مى‏خواندند و به شگفتى دچار مى‏شدند و اشعارش را حفظ مى‏کردند. در روزگار سیّد هم بزرگان ادب و سخنورى توجّه بسیارى به اشعار او نشان مى‏دادند.
ادیب و سخن شناس و نویسنده بزرگ، صاحب بن عبّاد قطعه‏اى از شعر سیّد به دستش مى‏افتد و چنان شیفته مى‏شود که کسى را به بغداد مى‏فرستد تا از روى دیوان سیّد رضى نسخه‏اى بر دارد و برایش ببرد. و این جریان در سال ۳۸۵ ه که سید ۲۶ سال بیشتر نداشت اتفاق افتاده است. چون سیّد رضى از این کار آگاه شد، نسخه‏اى از دیوان خود را برایش فرستاد، و قصیده‏اى به همین مناسبت سرود و به همراه دیوان برایش فرستاد. از ابیات آن قصیده است:
بینى و بینک حرمتان تلاقتا نثرى الّذی بک یقتدى و قصیده‏ى‏
و وصائل الأدب التی تصل الفتى‏ لا باتّصال قبائل و جدود
إن أهد أشعارى إلیک فإنه کالسّرد أعرضه على داود
(دیوان ۱- ۲۹۰) میان من و تو دو احترام به یکدیگر بر خوردند: نثر و قصیده من که از نثر و شعر تو دنباله روى مى‏کنند، میراث ادبیاتى که به شخص مى‏رسد، از پیوند قبیله‏ها و نیاکان نیست، اگر شعرهایم را به پیشگاه تو اهدا مى‏کنم، چون زرهى است که به داود پیشکش کنم.
و «تقیه» دختر سیف الدوله (ف. ۳۹۹ ه) از مصر کس به بغداد فرستاد تا دیوان سید رضى را برایش استنساخ کرده ببرد.
این دیوان نیز با همه جلال و شکوه و ارزشهاى بسیار ادبى و تاریخى و اجتماعى و علمى و فرهنگى، متأسفانه تا کنون به روش علمى و شایسته‏اى مورد بررسى قرار نگرفته و نشر خوبى از آن به عمل نیامده است.
رسائل :
سید رضى با بسیارى از شاعران و ادیبان مکاتبه و تبادل مسائل علمى و ادبى داشته است. همه این نامه‏ها گردآورى شده به صورت یک مجموعه سه جلدى در آمده است.
الزیادات فی شعر أبى تمّام :
ابو تمّام حبیب بن اوس طائى (ف. ۲۳۰ ه) شاعر پر آوازه‏اى که معتصم خلیفه عباسى او را بر شاعران دربارش برتر گذاشته بود، به ظرافت و لطیفه‏گویى، و در عین حال به حسن اخلاق، مشهور و به بزرگوارى موصوف بود. مى‏گویند: چهارده هزار ارجوزه از شاعران عرب، غیر از قصاید و قطعات، از حفظ داشت. در همه انواع شعر استاد بود، لیکن در سرودن مرثیه نبوغى داشت، و همه شاعران را در این نوع شعر پشت سر گذاشت. وى قصاید رسایى در ستایش اهل بیت دارد. سید رضی تهذیب و ویراستارى شعر ابو تمام را بر عهده گرفت، و زیادیهاى آن را حذف کرد، و کتاب ویژه‏اى براى آن زیادیها تألیف کرد و کتاب را الزیادات فی شعر أبى تمام نامید.
الزیادات فی شعر ابن الحجاج :
سید رضى علاوه بر گزینش اشعار زیبا و با ارزش ابو عبد اللّه حسین بن حجّاج، و نامیدن آن به الحسن من شعر الحسین یا چنانکه پیش از این گفته‏ شد، النظیف من السخیف، زیادیهاى اشعار او را هم در کتاب مخصوصى تحت عنوان فوق گردآورى کرد.
سیره والده طاهر :
چنانکه پیش از این یادآور شدیم، پدر سید رضى، نقیب ابو احمد حسین بن موسى (ف. ۴۰۰ ه) در دولت بنى عباس، و امیران آل بویه منزلتى عظیم و پایگاهى بلند یافت، به طاهر ذى المناقب، و بوسیله بهاء الدوله، به طاهر الأوحد، لقب یافت، و در هنگام مرگ، براى بار پنجم نقابت طالبیان را داشت. سیّد رضى زندگینامه پدر را در کتابى با عنوان سیره والده طاهر نوشت.
ما دار بینه و بین أبى اسحاق :
ابو اسحاق الصابى، کاتب انشاى دیوان خلافت، نویسنده رساله‏هاى مشهور و دوست بسیار صمیمى و نزدیک سیّد رضى، مکاتباتى به نظم و نثر با وى داشته است. برخى از این نامه‏هاى مبادله شده میان آن دو، در نثر باوى داشته است. برخى از این نامه‏ى مبادله شده میان آن دو، در کتابى تحت عنوان ما دار بینه و بین أبى اسحاق گردآورى شده است.
مجازات الآثار النبویه :
رسول خدا، صلّى اللّه علیه و آله، افصح العرب است، و گفتار آن بزرگوار، پس از کلام خدا، بلیغترین و شیواترین سخن است. از روزگار پیامبر گرامى اسلام به بعد عده‏اى، با شیفتگى و اشتیاق، به نوشتن و ضبط و نقل و شرح و تفسیر سخنانش دست زدند. مجموعه‏هاى بسیارى، بیش از یک کتابخانه بزرگ از سخنان او، نوشته و گردآورى شده است.
لیکن سخن شناس و ادیب و شاعر بزرگ، همان گونه که توفیق بزرگ تألیف نهج البلاغه را بهره خود ساخت، مجموعه دیگرى از سخنان نبى‏ اکرم را نیز گردآورى کرده است که با مجامع حدیثى دیگر تفاوت بسیار دارد. از آنجا که در چند جاى این کتاب از نهج البلاغه نام برده نشان مى‏دهد که تألیف آن پس از نهج البلاغه است.
سید رضى ۳۶۱ حدیث از آن بزرگوار، که مجازى یا استعاره‏اى و نکته‏اى بلاغى در آنهاست در کتابى جمع کرده و مجازات الآثار النبوى نامیده است. و در ذیل هر حدیث، مجاز یا استعاره آن را گفته به شرح مختصر آن پرداخته است. این کتاب بارها در مصر و عراق و ایران به چاپ رسیده است. لیکن چاپ ویراسته‏اى از آن را محمد محمد الحلبى در سال ۱۳۹۱ ه ق (۱۸۷۱ م) در مصر به ویراستارى طه عبد الرءوف سعد منتشر کرده است که ان شاء اللّه در آینده نزدیک نگارنده به ترجمه آن مى‏پردازد.
المختار من شعر أبى اسحاق :
نویسنده محقّق الذریعه مى‏گوید (۲۰- ۱۶۸) که سید رضى بخش بزرگى از اشعار ابو اسحاق الصابى را برگزیده و به نام المختار من شعر أبى اسحاق گرد آورده است.
معانى القرآن :
در آثار دانشمندان کتاب دیگرى بدین نام به سید رضى نسبت داده‏اند.
ابن شهر آشوب (معالم العلماء- ۴۰) مى‏گوید، چنان کتابى هرگز در تفسیر قرآن نوشته نشده است. و ابو الحسن عمرى نسّابه در کتاب خود المجدى مى‏نویسد: «یک جزء از مجلدات تفسیر منسوب به وى را دیده‏ام، بسیار شیرین و نیکوست، به اندازه تفسیر ابو جعفر طبرى یا از آن هم بزرگتر.» و ابن خلّکان نیز گفته است: «مانند آن نمى‏توان یافت،و گویاى گستردگى آگاهى او در علم نحو و زبان مى‏باشد.» (وفیات الاعیان، ۴- ۴۱۶).
منبع: نرم افزاردانشنامه علوی (کتاب سید رضی)

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

Want to join the discussion?
Feel free to contribute!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شش − دو =