عبد

عبد الفتاح عبد المقصود

عبد

 

دکتر عبدالفتاح عبدالمقصود مصری یکی از نام‌های آشنای عرصه تحقیقات تاریخ اسلام بوده‌اند. این محقق و اندیشمند در دهم دسامبر ۱۹۱۲ در “کفر عشر” اسکندریه مصر متولد شد. او دوره دکتری خود را از دانشگاه اسکندریه اخذ کرد. و پس از چندی به عنوان یکی از پیشوایان اهل سنت شناخته شد.

عبدالمقصود که جزء علمای منصف اهل سنت محسوب می‌شود دارای تألیفات متعددی در حوزه تاریخ و کلام اسلامی است که حد مشترک تمام این آثار، تمرکز آن بر روی بحث چالش برانگیز «امامه و خلافه» می‌باشد.

از میان آثاری چون «یوم کیوم عثمان» ، «السقیفه و الخلافه»، «الزهرا ام ابیها» کتاب شریف «الامام علی بن ابیطالب (ع)» در ۷ جلد بارزتر و پرشناس‌تر می‌باشد.

این کتاب که توسط آیت الله سیدمحمود طالقانی و محمدمهدی جعفری به فارسی ترجمه و به چاپ رسیده است در ایران به شدت مورد توجه و استقبال واقع شد.

«فاطمه الزهرا فی نور محمد» به تصحیح شوقی محمد در ۷۱۰ صفحه، یازده فصل، یک مقدمه و نوشتار محقق تنظیم شده است.در بخشی از معرفی این کتاب می خوانیم: با داشتن اسلوبی دوست‌داشتنی، بیانی روان، ادبیاتی رسا و قلمی جذاب، نشانه روشنی از تخصص و تبحر نویسنده می‌باشد. این کتاب موهبتی است که ادبیاتی ناب، فهم زبان دین و مسلط بر قصص وقایع تاریخی را در یک مجموعه مکتوب جا داده است؛ تا جایی که در بسیاری از مواقع کتاب خوانندگان از این نکات دچار تعجب و شگفتی خواهند شد.

عبدالفتاح عبدالمقصود از جمله‌ی دانشمندان بزرگ مصری است که در مورد امام علی علیه‌السلام مطالعات گسترده‌ای دارد. ایشان در سال ۱۳۵۶، به دعوت دکتر مفتح به ایران آمدند. اقامت عبدالمقصود در ایران، مقارن ولادت امام رضا علیه‌السلام بود. در پیش‌نویس اعلامیه‌ای که توسط دکتر مفتح برای برگزای جشن و مراسم سخنرانی ایشان انتشار یافت، آمده است: «آقای عبدالفتاح عبدالمقصود نویسنده‌ی توانایی که در محیط مصر با نوشتن کتاب «الامام» و کتاب‌های دیگر درباره‌ی فاطمه زهرا (س) و امام حسین(ع) و نیز نوشتن تقریظ بر کتاب الغدیر، علاقه‌ی شدید خود را به اهل بیت رسول‌الله نشان داده است…».

13

حجت الاسلام و المسلمین دوانى

 

13-296x300 حجت الاسلام و المسلمین دوانى

ولادت

علامه محقق، حجت الاسلام و المسلمین دوانى در ۲۳ ربیع الثانى ۱۳۴۸ قمرى برابر با ۵ مهر ۱۳۰۸ شمسى در روستاى دوان، واقع در شمال کازرون به دنیا آمد.

تحصیلات

 در هفت سالگى همراه با خانواده از دوان به آبادان مهاجرت کرد. تحصیلات ابتدایى را در آنجا گذراند و سپس به آموزشگاه فنى شرکت نفت وارد شد.

در سن ۱۴ سالگى بر اثر شور و شوقى که به تحصیلات حوزوى داشت، به نجف اشرف رفت و به مدت پنج سال و نیم از محضر استادان و فضلاى آنجا تلمذ کرد. در ۱۳۲۷ شمسى به کشور بازگشت و در همان سال با خاندان آیت الله آقا احمد آل آقا نهاوندى (از نوادگان وحیدى بهبهانی) وصلت نمود و در قم سکونت گزید.

اساتید

در این شهر از محضر بزرگانى چون آیات: فکور یزدی، سیدمحمدباقر سلطانی، سیدرضا صدر، منتظری، مشکینى و از دروس خارج فقه و اصول آیت الله بروجردی، امام خمینى و آیت الله شریعتمدارى و فلسفه و تفسیر علامه طباطبایى استفاده کرد.

علامه دوانى ـ چنانکه در کتاب خاطرات خود (نقد عمر) اشاره نموده است ـ از همان آغاز طلبگی، هدف خود را در دو رشته نویسندگى و خطابه قرار داد.

از اینرو از اوایل دهه، ۳۰، به نگارش مقالاتى علمى ـ دینى در نشریات مذهبى قم پرداخت و در ۱۳۳۱ شمسى نخستین کتابش را به نام شرح زندگى جلال الدین دوانى تألیف کرد و سه سال بعد آن را به چاپ رسانید. عالمان بزرگى چون حضرات آیات: سیداحمد زنجانی، مرعشی نجفی، حاج میرزا خلیل کمره اى و علامه طباطبایى بر آن تقریظ نوشتند و از نویسنده جوان آن تقدیر و تمجید فراوان به عمل آوردند.

آن محقق فرزانه، سه سال بعد کتاب شرح زندگانى استاد کل آقامحمدباقر بهبهانی، معروف به وحید بهبهانى را منتشر ساخت که مورد تشویق بی سابقه آیت الله بروجردى قرار گرفت و به خواهش آن مرجع بزرگ، جلد سیزدهم بحارالانوار علامه مجلسى را با مقدمه و پانویس های جامع و مبسوط، با نام مهدى موعود در سال ۱۳۳۹ انتشار داد که تاکنون بیش از ۳۰ بار به چاپ رسیده است.

رشته اصلى فعالیت علمى علامه محقق، شرح حال نگارى علما و دانشمندان شیعه بود که آن را علاوه بر کتب یاد شده، به صورت سلسله مقالاتى تحت عنوان «مفاخر اسلام» در مجله دینى و علمى مکتب اسلام ـ که نخستین مجله علمى حوزه علمیه قم به شمار می رفت ـ درج می کرد و سپس آنها را با شرح و بسط و اضافاتى به صورت دوره مجلدات مفاخر اسلام منتشر نمود که تاکنون ده جلد آن چاپ و منتشر شده است. ساختار و سبک نگارش مفاخر اسلام، متمامیز با آثار مشابه قدما بود. به تعبیر مقام معظم رهبرى (دام ظله) «علامه دوانی» علم رجال را از دانشى تخصصى و ویژه اهل فن، به دانشى عمومى تبدیل کرد و در دسترس همگان قرار داد». وى در معارف اسلامى به ویژه رجال و تراجم، تاریخ اسلام، سیره معصومین (ع) و نیز موضوعات مهدویت و نهضت هاى اسلامى در ایران، صاحبنظرى کم نظیر بود و اطلاعات وسیع و تتبعات فراوانى داشت.

علاوه بر آن، ایشان متناسب با نیازهاى سیاسى و فرهنگى جامعه، کتاب هایى به رشته تحریر درآورد که می توان به: نهضت دوماهه روحانیون ایرام (قم، ۱۳۴۱)، داستان هاى اسلامی (تهران، ۱۳۴۶)، سیماى جوانان در قرآن و تاریخ اسلام (قم، ۱۳۴۸)، تاریخ فتوحات اسلامى در اروپا (قم، ۱۳۴۸)، نهضت روحانیون ایران (تهران، ۱۳۵۷ ـ ۱۳۶۰)، علما و مردان نامى بوسنى و هرزگوین (تهران، ۱۳۷۲) و بانوى بانوان جهان (تهران، ۱۳۸۵) اشاره کرد.

علامه محقق، در طول عمر پربرکت خود، ۱۱۰ جلد کتاب در موضوعاتى چون: اصول اعتقادات، سیره معصومین (ع)، تاریخ اسلام، فرهنگ و تمدن اسلامی، شرح حال علما و دانشمندان شیعه، نهضت هاى اسلامی، داستان هاى اسلامی، سفرنامه و مناقب اهل بیت (ع)، تألیف، تصنیف، ترجمه و یا تصحیح نمود و صدها مقاله، مصاحبه و سخنرانى در نشریات گوناگون و رسانه از خود به یادگار گذارد. آن فقید سعید پس از انقلاب اسلامى به صورت استاد میمهان در چند دانشگاه، از جمله دانشگاه تهران، دانشگاه امام صادق (ع) و دانشگاه امام حسین  (ع) به تدریس تراجم رجال، تاریخ اسلام، سیره معصومین (ع)، و جنگ هاى صدر اسلام پرداخت و در ۳۵ کنگره بین المللى داخل و خارج کشور سخنرانى کرد و به مناسب اعیاد و وفیات مذهبى و یا مناسبت هاى تاریخى در گفت و گوها و میزدگردهاى صدا و سیما شرکت نمود. علاوه بر این گفتارها، علامه دوانى در کنار تحصیل و پژوهش در تمام سال هاى عرم خویش، در شهرهاى مختلف داخل و خارج از کشور، به ویژه چندین سال در کویت و دو سال در آلمان (برلین) و یک بار در اتریش (وین) در ایام مذهبى به منبر رفت. منابر ایشان محققانه، آموزنده و به دور از تکلف و فضل فروشى بود و مشتاقان فراوانى داشت. از آغاز سال ۱۳۵۸ شمسى به دلیل عارضه کسالت، منبر را به مدت ده سال ترک کرد و سپس به دعوت مراکز متعلق به بسیج، سپاه، ارتش، شهدا و جانبازان، گهگاه منبر را می پذیرفت.

آن مرحوم در عین احترام کامل و پایبندى به اصول، ارزش ها و آداب اصیل روحانیت شیعه، اندیشه اى نوگرایانه داشت و براى اصلاح حوزه، تلاش فراوانى نمود.به همین منظور در سال ۱۳۳۷ شمسى به همراه جمعى از فضلاى حوزه، مجله مکتب اسلام را تأسیس کرد و در ۱۳۴۳ شمسى در تأسیس «دار التبلیغ اسلامی» مشارکت فعال نمود. هدف ایشان آن بود تا نسل جدیدى از طلاب آشنا با دانش هاى حوزوى و دانشگاهى پرورش یابند که نه فقط با جریان هاى فکرى و فلسفى معارض، که محیط فرهنگى جامعه، به ویژه طیف هاى دانشجویى را به شدت تهدید می کرد مقابله نمایند، بلکه پاسخگوى نیازهاى امروز در پنج قاره جهان باشند.

در این راه، مرحوم آیت الله طالقانى و استاد شهید آیت الله مرتضى مطهرى همفکر و هم سخن او بودند؛ اما ملاحظات جدیدى موجب دلسردى و ترک دارالتبلیغ در سال ۱۳۵۰ شمسى و مهاجرت وى به تهران گردید؛ هر چند شهید مطهرى به دلایلى تدریس خویش را در آنجا همچنان ادامه داد. دوستان و همفکران وى در تهران، شهداى بزرگوار: استاد مطهرى و آیت الله بهشتى بودند و با خطیب شهیر حجت الاسلام و المسلمین فلسفى نیز روابط صمیمانه اى داشت.

علامه دوانى اراده اى قوی، همتى بلند و پشتکارى مثال زدنى داشت. ایشان علاوه بر کمالات علمی، داراى فضایل اخلاقى فراوانى بود. مردى صادق، راستگو، شجاع، درست کردار و متواضع بود و با همگان رفتارى نیکو داشت. او گرچه هیچگاه سمتى رسمى و غیر رسمی نداشت و فقط از راه تألیف، ترجمه و تدریس امرار معاش می کرد، با این وجود بسیار بلندنظر و گشاده دست بود و به مستمندان و خانواده هاى بدون سرپرست از هیچ کمکی دریغ نداشت.

علامه محقق على دوانى در کتاب نقد عمر بدینگونه از الطاف بیکران الهى شکرگزارى می کند:

از روزى که قلم به دست گرفتم و مطلب نوشتم و در اغلب سخنرانی هاى دینى که تاکنون داشته ام، سعى من بر این بوده که در لباس روحانیت … دین خود را نسبت به اسلام و مسلمین و روحانیت ـ که خود از گمنامان آنها به شمار می روم ـ ادا کنم … خدا را بر این نعمت شکر می کنم … زیرا منظورى که داشتم عملى شده است.

تالیفات

۱ـ نهضت روحانیون ایران (۱۱ جلد)، تهران: بنیاد فرهنگى امام رضا (ع)، چاپ اول، ۱۳۶۰ ـ ۱۳۵۷، چاپ دوم (۱۰ جلد در ۵ جلد)، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۷۷.

۲ـ مفاخر اسلام (۱۰ جلد)، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، چاپ دوم، ۱۳۷۷ ـ ۱۳۷۹.

۳ـ مهدى موعود؛ ترجمه جلد سیزدهم بحارالانوار، نوشته علامه مجلسی، ترجمه على دوانی، تهران: دارالکتب الاسلامیه، چاپ سى ام، ۱۳۸۴.

۴ـ فروغ هدایت: در شایستگى حضرت امیرالمؤمنین و ائمه معصومین براى زمامدارى مسلمانان، نوشته آیت الله سید على بهبهانی، ترجمه على دوانی، تهران: رهنمون، چاپ دوم ۱۳۸۲.

۵ـ اجتهاد در مقابل نص، نوشته سید عبدالحسین شرف الدین عاملی، ترجمه على دوانی، قم: دفتر انتشارات اسلامی، چاپ اول ۱۳۵۱، چاپ هشتم ۱۳۵۷.

۶ـ تاریخ و سفرنامه حزین، نوشته شیخ محمد على حزین لاهیجی، تحقیق و تصحیح على دوانی، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۵۷.

۷ـ مرآت الاحوال جهان نما (جلد ۱ و ۲) نوشته آقاى احمد کرمانشاهى (بهبهانی)، مقدمه و تصحیح على دوانی، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، چاپ دوم ۱۳۵۷.

۸ـ خاطرات و مبارزات حجت الاسلام فلسفی، تدوین على دوانی، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، چاپ اول ۱۳۷۶، چاپ چهارم ۱۳۸۳.

۹ـ تاریخ فتوحات اسلامى در اروپا، نوشته شکیب ارسلان، ترجمه على دوانی، قم: چاپخانه علمیه، ۱۳۴۸، چاپ چهارم ۱۳۸۳.

۱۰ـ موعودى که جهان در انتظار اوست، قم: دارالعلم، چاپ دوم ۱۳۴۹.

۱۱ـ خاندان آیت  الله بروجردی، نوشته آیت الله العظمى بروجردی، ترجمه على دوانی، قم: انصاریان، چاپ اول ۱۳۷۱: نشر مطهر ۱۳۷۲.

۱۲ـ علما و شعرا و مردان نامى بوسنى و هرزگوین، نوشته محمد خانجى بوسنوی، ترجه علی دوانی، تهران: مرکز فرهنگى نشر قبله، چاپ اول ۱۳۷۳، چاپ دوم ۱۳۷۴.

۱۳ـ على (علیه السلام) چهره درخشان اسلام، نوشته ابن ابى الحدید معتزلی، ترجمه علی دوانی، تهران: دفتر نشر اسلامی، ۱۳۷۹.

۱۴ـ سید رضى مولف نهج البلاغه، تهران: دفتر نشر اسلامی، ۱۳۶۴.

۱۵ـ راز نماز در نهج البلاغه، تهران: نشر مطهر، ۱۳۷۳.

۱۶ـ فرقه وهابى و پاسخ به شبهات آنها، نوشته سید محمد حسن قزوینی، ترجمه على دوانی، تهران: سازمان چاپ و انتشارات وزارت ارشاد اسلامی، ۱۳۶۶؛ نشر رهنمون، ۱۳۸۲.

۱۷ـ مباحثى در معارف اسلامی، نوشته آیت الله سیدعلى بهبهانی، ترجمه على دوانی، تهران: مرکز نشر فرهنگى رجاء، ۱۳۶۴: نشر رهنمون، ۱۳۸۲.

۱۸ـ در پیرامون نهج البلاغه، نوشته سید هبه الدین شهرستانی، مقدمه و تصحیح و تحشیه، على دوانی، تهران: دفتر انتشارات اسلامی، چاپ اول ۱۳۶۴، چاپ دوم ۱۳۷۸.

۱۹ـ علما و مردان نامى بوسنى و هرزگوین، قم: انتشارات انصاریان، چاپ اول، ۱۳۷۲.

۲۰ـ دانشمندان عامه و مهدى موعود، تهران: دارالکتب اسلامیه ۱۳۵۳.

۲۱ـ شرح زندگانى جلال الدین دوانى (فیلسوف شهیر سده نهم هجری)، قم، چاپخانه حکمت، چاپ اول ۱۳۳۴.

۲۲ـ تاریخ اسلام، از آغاز تا هجرت، تهران: دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دهم، ۱۳۷۰.

۲۳ـ پیامبر اسلام از نظر دانشمندان شرق و غرب، قم: انتشارات پیام اسلام، چاپ اول: ۱۳۵۴.

۲۴ـ شاهراه هدایت، در اثبات امامت شاه ولایت، نوشته آیت الله سید على بهبهانی، مقدمه و تصحیح على دوانی، قم: چاپخانه حکمت، ۱۳۳۵.

۲۵ـ وحید بهبهانی، سرآمد محققین و دانشمندان شیعه در سده دوازدهم هجری، قم: دارالعلم، چاپ اول: ۱۳۳۷؛ چاپ سوم: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۷۸.

۲۶ـ زندگانى زعیم بزرگ عالم تشیع آیت الله بروجردی، قم چاپخانه حکمت، ۱۳۴۰؛ چاپ چهارم با تجدیدنظر و انضافات، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۷۹.

۲۷ـ علامه مجلسی، بزرگمرد علم و دین، تهران، امیرکبیر، ۱۳۷۰.

۲۸ـ شوق مهدی، نوشته ملا محسن فیض کاشانی، مقدمه و تصحیح على دوانی، تهران: دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۵۴، چاپ ششم، قم: انصاریان، ۱۳۷۹.

۲۹ـ غدیر خم (حدیث ولایت)، تهران: نشر مطهر ۱۳۸۱.

۳۰ـ جهانگردى و جهانگردان نامی، تهران: نشر میزان، چاپ دوم

۳۱ـ شعاع وحى بر فراز کوه حرا، چاپ چهارم، تهران: انتشارات حقایق، ۱۳۶۱.

۳۲ـ سیماى جوانان در قرآن و تاریخ اسلام، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامى چاپ نهم، ۱۳۷۹.

۳۳ـ آیه الله حاج شیخ هادى نجم آبادى و دانشمندان خاندان وی، تهران: اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۷۶.

۳۴ـ نهضت دو ماهه روحانیون ایران، قم: چاپ حکمت، ۱۳۴۱.

۳۵ـ تاریخ قم، نوشته محمد حسین ناصر الشریعه، مقدمه و تعلیقات و اضافات: على دوانی، قم: دارالفکر ۱۳۵۰؛ تهران: رهنمون، ۱۳۸۳.

۳۶ـ صحنه هاى تکان دهنده در تاریخ اسلام، نوشته محمد عبدالله عنان، ترجمه على دوانی، چاپ اول ۱۳۴۸؛ چاپ دهم، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ۱۳۷۵.

۳۷ـ شرح حال، افکار و آثار آیت الله بهبهانی، تهران: نشر قبله، چاپ دوم، ۱۳۷۸.

۳۸ـ داستانهاى اسلامى (دو جلد)، تهران: کانون انتشارات محمدی، چاپ دوم ۱۳۶۲.

۳۹ـ داستانهاى ما (سه جلد)، تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۶۶.

۴۰ـ نظرى اجمالى به جنگ هاى صدر اسلام (آماده چاپ)

۴۱ـ اصول اعتقادى و فروع عملى اسلام، تهران: انتشارات حقایق، ۱۳۶۱، چاپ قم: دفتر انتشارات اسلامی، ۱۳۶۸.

۴۲ـ امام زمان در گفتار دیگران، تهران: نداى ایمان، ۱۳۵۸.

۴۳ـ پیشوایان بزرگ ما (سلسله مقالات مجله مکتب اسلام، آماده چاپ)

۴۴ـ بحثى پیرامون همسران پیامبر (ص) (سلسله مقالات مجله مکتب اسلام، آماده چاپ)

۴۵ـ زن در قرآن، تهران، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ دهم، ۱۳۷۳.

۴۶ـ سیر اجتهاد در اسلام (یادنامه اولین کنگره نهج البلاغه، تهران)

۴۷ـ سیره ائمه طاهرین (ع)(آماده چاپ)

۴۸ـ شیعه در اندونزى (سلسله مقالات مجله مکتب اسلام، آماده چاپ)

۴۹ـ مجموعه مقالات (در روزنامه ها و نشریات دینی، آماده چاپ)

۵۰ـ محدث نامى حاج شیخ عباس قمی، تهران: دارالکتب الاسلامیه، چاپ اول، ۱۳۵۵.

۵۱ـ نگاهى کوتاه به زندگانى پر افتخار سید رضى مؤلف نهج البلاغه (یادنامه کنگره هزاره نهج البلاغه، تهران).

۵۲ـ فیلسوف نامى صدر المتألهین شیرازى (آماده چاپ)

۵۳ـ دو مکتب فلسفى شرق و غرب: قرطبه و اصفهان (آماده چاپ).

۵۴ـ سفرنامه اروپا  (آماده چاپ)

۵۵ـ معاصران (آماده چاپ)

۵۶ـ سیر و سیاحت در اسلام (آماده چاپ)

۵۷ـ مشاهیر فقها و مراجع تقلید شیعه (آماده چاپ)

۵۸ـ هنر نویسندگی، تهران: نشر مطهر، چاپ چهارم، ۱۳۷۷.

۵۹ـ خاطرات من از استاد شهید مطهری، تهران: انتشارات صدرا، چاپ چهارم ۱۳۷۵.

۶۰ـ امام خمینى در آئینه خاطره ها، تهران: نشر مطهر، چاپ دوم ۱۳۸۱.

۶۱ـ یادواره شهید عبدالمجید محمد باقری، تهران: نشر قبله، ۱۳۷۴.

۶۲ـ چهل حدیث از حضرت امیرالمؤمنین (ع) درباره علم و علما، تهران: نشر رهنمون، ۱۳۸۴.

۶۳ـ نقد عمر (دو جلد)، تهران: نشر رهنمون، ۱۳۸۴.

۶۴ـ آغاز وحى و بعثت پیامبر در تاریخ و تفسیر طبرى (آماده چاپ)

۶۵ـ فرقه ضاله و سرقت آیات و احادیث (آماده چاپ)

۶۶ـ محمدبن جریر طبرى (آماده چاپ)

۶۷ـ دو بانوى نمونه از خاندانى بزرگ، تهران: [بی نا]، ۱۳۸۱.

۶۸ـ هزاره شیخ طوسى (دو جلد)، تهران: انتشارات امیرکبیر، چاپ دوم ۱۳۶۲.

۶۹ـ امیرالمؤمنین، خلیفه الله، صدیق اکبر و فاروق اعظم، تهران: نشر مطهر، ۱۳۸۲.

۷۰ـ امیرالمؤمنین در شعر فقها، حکما و عرفاى نامى از فردوسى تا امام خمینی، تهران: نشر رهنمون، ۱۳۸۲.

۷۱ـ بانوى بانوان جهان، تهران: نشر رهنمون، ۱۳۸۵.

۷۲ـ آثار تمدن اسلامى در اسپانیا و پرتغال (سلسله مقالات مجله مکتب اسلام، آماده چاپ)

۷۳ـ جامع المسائل، قم، دارالعلم، چاپ اول

۷۴ـ سیر حدیث در اسلام، تهران: انتشارات گنجینه، ۱۳۵۴

۷۵ـ فروغ ایمان، تهران: انتشارات کتابخانه صدر، چاپ اول، ۱۳۹۶ ق.

۷۶ـ نگاهى به آثار فقهى شیخ طوسی، قم، دارالفکر، چاپ اول

۷۷ـ خاندان علامه مجلسى.

۷۸ـ تنبیه الغافلین، در رد صوفیه، تهران: نشر رهنمون، ۱۳۸۵.

۷۹ـ قیام ابر مردان سیستان براى خونخواهى امام حسین، زابل: نشر دانشگاه، ۱۳۸۴.

۸۰ـ افتخارات مردان مرد سیستان در دفاع از امیرالمؤمنین و اعتراض به فاجعه عاشورا، تهران: نشر رهنمون، ۱۳۸۴.

وفات

 حجت‌الاسلام والمسلمین علی دوانی، مورخ شهیر تاریخ اهل بیت(ع) و مروج فرهنگ غدیر در حالی که به تحریر آخرین اثر خود «دایره‌المعارف علوی» مشغول بود، در آخرین ساعات روز عید غدیر خم در سال ۱۳۸۵ در سن ۷۷ سالگی در گذشت.و در صحن عتیق حضرت معصومه سلام الله علیها به خاک سپرده شد.

2222

نهج البلاغه از زبان دیگران


بسم الله الرحمن الرحیم

نهج البلاغه از زبان دیگران

نویسنده معروف و مورخ متفکر مسیحى «جرجى زیدان»: ما که على بن ابی طالب و معاویه بن ابى سفیان را ندیده‏ایم چگونه مى‏توانیم آنها را از هم تفکیک کنیم و یى به میزان ارزش وجود آنها ببریم سپس مى‏گوید ما از روى سخنان و نامه‏ها و کلماتى که از على و معاویه مانده است پس از چهارده قرن به خوبى مى‏توانیم در باره آنها قضاوت کنیم.

ادامه مطلب …

13-7-30-25420032

محمد عبده

«رفتم به غرب، اسلام را دیدم ولی مسلمان ندیدم. برگشتم به شرق مسلمان دیدم اما اسلام ندیدم.»
شیخ محمد عبده

13-7-30-25420032

بیوگرافی
او در سال ۱۲۶۶ ه. ق. در یکی از دهکده‌های مصر به نام «محله نصر» یکی از روس
تاهای شبراخیت که از شهرهای استان بحیره است متولد شد. نامش محمد بود و پدرش را عبده خطاب می کردند، شیخ محمد عبده فرزند یک خاندان ترکمن بود که از بلاد ترکمن به مصر آمده بودند. ده سال از عمر محمد گذشته بود که خواندن و نوشتن را فرا گرفت. سپس به مکتب مردی که حافظ قرآن کریم بود، رفت تا قرآن بیاموزد. در مدت دو سال، تمام قرآن را حفظ کرد. عبده، پدر محمّد، که از حفظ قرآن توسط فرزندش بسیار خرسند بود، در سال ۱۸۶۲ م. برای تکمیل قرائت قرآن و تجوید و فراگرفتن دیگر علوم دینی، وی را به شهر«طنطا» فرستاد، تا در مسجد احمدی این شهر به تحصیل ادامه دهد.او از محضر شیخ حسن الطویل و سید جمال الدین اسدآبادی بهره برد. او شاگردان زیادی را تربیت نمود که از آن جمله می‌توان به محمد رشید رضا، سعد زغلول،، احمد امین، طه حسین، عبدالغادر مغربی، مصطفی عبدالرازق اشاره کرد. محمد عبده، بیشتر زندگی خود را صرف اصلاح فکر دینی و سازمان‌های دینی و فعالیتهای خیریه نمود. محمد عبده در سال ۱۳۲۳ ه. ق. به علت بیماری سرطان در گذشت.
افکار و عقاید
* عبده شاگرد مکتب سید جمال بود اما شیوه ها و نوع برخوردش با او همگون نبود. تمامی همت و تلاش عبده به اصلاح فکری و تربیتی معطوف می شد و از اصطکاک سیاسی با دولت انگلیس بر حذر بود.
* عبده از مبازرات شدید سیاسی پرهیز می کرد و بیشتر به جریان اصلاحی توجه می کرد.
* عبده اصلاح تربیتی و فرهنگی را مقدم بر همه چیز می دانست.
* عبده در شکل مبارزه به کادر سازی و تربیت نیرو معتقد بود.
* همنشینان او اکثرا از حوزویان و دانشگاهیان بودند. محفل درس او را این افراد گرم می کردند. حتی مستمعان سخنرانی های او در مساجد را اغلب این طبقه شکل می دادند.
* او اصلاح اجتماعی را در پرتو اصلاح فردی می داند گرچه به زندگی اجتماعی و احکام آن بی توجه نیست.
*شیخ محمد عبده بعد از آنکه مفتی مصر شد با فتواهای خود باعث شد که دیدگاه و نظریات بسیاری از مردم را راجع به اسلام و مسائل جهان اسلام تغییر دهد تا اینکه آنها از بسیاری از عقاید نادرست دیرین خود دست بکشند.
*در مواجهه شریعت اسلامی با مسائل دنیای جدید و تطبیق آنها با هم به نظر عبده باید دو اصل را به کار بست:
۱- اصل مصلحت یا استصلاح
۲- اصل دوم تلفیق است که مقصود عبده از آن آمیختن و سازگار کردن مذاهب مختلف است در حل مسائل اجتماعی
وی نه تنها در برابر مذاهب اسلامی غیر از مذهب خود اعم از مذاهب اهل تسنن یا مذهب شیعه بلکه نسبت به ادیان یهود و مسیحیت هم با تساهل رفتار می کرد.
* شیخ محمد عبده مانند سید جمال به وحدت دنیای اسلام می اندیشید و با تعصبات فرقه ای رابطه ای نداشت. شرح نهج البلاغه او گامی موثر در تقریب بین مذاهب اسلامی بود. در جای جای این کتاب می توان ارادت و علاقه قلبی وافر شیخ عبده را به حضرت علی(ع) یافت. وی در راستای گفتگوی ادیان نیز به ایجاد مرکز و مجتمعی با شرکت علماء ادیان اسلام و مسیح و یهود به نام جمعیت التقریب بین اهل الاسلام واهل الکتاب” پرداخت. نظریات عبده درباره مساله تلفیق فقه مذاهب اسلامی بیشتر در کتاب “الاسلام والنصرانیه” او درج شده است. شیخ محمد عبده شدیدا با اختلافات و نزاع های فرقه ای غیر منطقی و زیانبار مخالفت می کرد.
*عبده معتقد بود که علت اصلی عقب ماندگی مسلمانان در تقدیس اشخاص و کتب به غیر از قرآن کریم است و اینکه مسلمانان قرآن در مقابل گفته‌های پیشینیان خاضع کرده‌اند.
*عبده، پدیده تکفیر را اندیشه‌ای جاهلی و قضاوت درباره عقیده مردمان را کاری خدایی می‌دانست.
*عبده مخالف چند همسری بود و تصور می‌کرد که آن یک رسم کهنه‌است.
آثار عبده
مهمترین آثاری که از عبده به جای مانده‌است عبارتند از: الاسلام الرد علی منتقدیه-اصلاح المحاکم الشرعیه-تفسیر المنار- رساله التوحید- شرح نهج البلاغه- الاسلام و النصرانیه بین العلم والمدنیه

[divider]

ﻭﯾﮑﯽ ﭘﺪﯾﺎ – ﺳﺎﯾﺖ ﺍﻃﻼﻉ ﺭﺳﺎﻧﯽ ﺟﯿﺤﻮﻥ – ﺳﺎﯾﺖ ﺭﺣﻤﺎﺀ ﮐﻪ ﻣﺠﻤﻊ ﺍﺗﺤﺎﺩ ﺩﺍﻧﺸﺠﻮﯾﺎﻥ ﺟﻬﺎﻥ ﺍﺳﻼﻡ